Lea
لیا
«هربرت استراو» تعمیرکار مبل پنجاه ویک ساله عاشق دختری بیست و یک ساله ی بنام «لئا» میشود .لئا از دوران کودکی و هنگامی مادرش به دستان پدرش به قتل رسید دیگر کلامی بر زبان نرانده است. او به طرز عجیبی به همسر درگذشته هربرت شباهت دارد.


